366. دو هفته سفر
بالاخره تصمیم به رفتن به سمت شیراز گرفتیم . چندین روز بود هی بخاطر دوری راه سختمون بود ولی دیگه رفتیم ... دقیقا 2 هفته پیش . بدون اینکه بگیم رفتیم شیراز و سورپرایزشون کردیم و بسی حال کردند ! خیلی خوش گذشت کلی چرخیدیم . امیتیس حسابی اتیش سوزوند . بعد هر چی گفتیم میخوایم برگردیم گفتن نه باید بیاین بریم ماهشهر و در اخر 4شنبه ی قبل رفتیم ماهشهر! اونجا هم هی میخواستیم برگردیم هی درخواست میکردن با وعده و وعید که بمونیم و بالاخره دیروز ظفرمندانه ! تونستیم برگردیم :) امیتیس و علی کلی اتیش سوزوندن ... علی حسودی میکرد جیغ میکشید ولی امیتیس خیلی منطقی بازیشو میکرد 😆 نیومبی : نیفتی ! نیومبم : نیفتم ! اونروز که برده بودمش پارک دلفینها خیلی اذیتم ...
نویسنده :
مامان آرام
11:55




